ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
406
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
تقى الدين عمر ، پسر برادر صلاح الدين با لشكرى از حماة آمده بود . صلاح الدين او را از پى سنجرشاه فرستاد كه خواه به زور و خواه به رضا بازش گرداند . تقى الدين در گردنهء فيق [ 1 ] به او رسيد و وى را باز گردانيد . آنگاه صلاح الدين به عز الدين صاحب موصل نوشت كه جزيرهء ابن عمر را محاصره كند . عز الدين پنداشت كه براى او دامى گسترده است تا به نقض عهد منسوبش دارد . اين بود كه پيام داد بايد به خط خود منشور حكومت جزيرهء ابن عمر را به نام او صادر نمايد و آن را به اقطاع او دهد . صلاح الدين اين خواست برآورد . عز الدين نيز برفت و جزيره را در محاصره گرفت . چون مدافعان جزيره مقاومت مىكردند چهار ماه محاصره مدت گرفت . عاقبت به نيمى از اعمال او مصالحه كرد و به موصل باز گرديد . و اللّه تعالى اعلم . حركت عز الدين صاحب موصل به جزيره ، بلاد الملك العادل و بازگشت او صلاح الدين بلاد جزيره و حران و رها و سميساط و ميافارقين را تصرف كرده بود و اين بلاد قلمرو پسر برادرش تقى الدين عمر بود . چون تقى الدين بمرد آنها را به برادر خود الملك العادل ابو بكر بن ايوب اقطاع داد . چون صلاح الدين در سال 589 درگذشت ، عز الدين مسعود صاحب موصل طمع در باز پس گرفتن آن بلاد بست . عز الدين در اين باب با ياران خود مشورت كرد . بعضى گفتند بايد فرمانروايان اطراف چون صاحب اربل و صاحب جزيرهء ابن عمر و صاحب سنجار و نصيبين را به يارى خواند و پيش از آنكه مردم آن ديار مستعد دفاع شوند جنگ را آغاز نمايد . مجاهد الدين قايماز چنان رأى داد كه قبلا با آن ملوك مشورت كند و هر چه رأى دادند به آن عمل نمايد . عز الدين نظر مجاهد الدين را بپسنديد و براى يك يك آنان نامه نوشت . پاسخ همه يكسان بود كه بايد صبر كرد تا وضع فرزندان صلاح الدين روشن شود . در اين اثنا نامهء الملك العادل ابو بكر بن ايوب از مناخ نزديكى دمشق برسيد ، حاكى از مرگ برادرش و اينكه الملك الافضل على پسر او به جايش نشسته است و او را با سپاهى گران به قصد ماردين فرستاده است ، زيرا شنيده است كه صاحب ماردين به بعضى روستاهايى كه از آن او بوده تعرض كرده است . چون نامه را خواندند از حركت باز ايستادند . سپس خبر يافتند كه او بر عكس ادعايش با لشكرى اندك در خارج شهر حران است . عز الدين مسعود بسيج لشكر كرد و به سوى سنجار روان شد . در اين حال سپاهيان شام كه الملك الافضل على فرستاده بود به الملك العادل ابو بكر پيوستند . الملك العادل نيرومند شد و سخت به دفاع ايستاد . عز الدين با لشكر خود از موصل به نصيبين رفت و با برادرش عماد الدين و سپاه او مجتمع شدند
--> [ ( 1 ) ] متن : فنك .